عسل مامان

گذر زمان با الینا

دوازده ماهگی

1390/10/13 18:09
نویسنده : مامانی
478 بازدید
اشتراک گذاری

الینا گلی مامان دوازدهمین ماه زندگیش رو پشت سر گذاشت  الهی من قربون تو گل دختر برم که روز به

روز داری بزرگتر و خانم تر میشی از کارات برات بگم که روز به روز شیرینتر میشی .اول از همه 14ماه آذر

بود که متوجه شدم اخر لثه پایینی ات یه دونه سفید زده بیرون  که بعد دو روز دیدم یه دندون آسیاب

خوشگل اونجا در اومده خیلی لثه پایینت بامزه شده بود و لبخندت نانازتر از قبل شده بود. و19 آذرماه 

شما اولین قدمایه زندگیتو به تنهایی برداشتی گلم از خدا می خوام تا همیشه پشت و پناهت باشه و

کمکت

کنه تا بتونی یکی یکی قدمایه زندگیتو برداری .روز بعد دوقدم وبعد سه قدم کم کم در عرض یک هفته به

10قدم رسید هر چند هنوزم تنبلی می کردی بیشتر چهار دست و پا میرفتی . هر جا یه  نی نی میدیدی

میرفتی بوسش میکردی و می خواستی بغلش کنی خیلی حس مادرانه داشتی  با یه حس مهربونی

خاصی همه رو بوس می کردی  به خصوص بابایی رو خودتو حسابی براش لوس می کردی می رفتی بالا

سرش می بوسیدی برمی گشتی دوباره میرفتی بوسش میکردی یه ده باری  این کارو تکرار میکردی .

وقتی بهت می گفتم بابا رو صدا کن همچین با صدایه بلند میگفتی بابا . وقتی می گفتم پیشی منو

نخورانگشتات رو رویه زمین راه میبردی و میومدی منو بخوری و دیگه اینکه یاد گرفته بودی سینه بزنی البته

شب اول که هیت رفته بودیم شما شروع کردی به رقصیدن اما بعد دیگه سینه زدن رو یاد گرفتی .در ضمن

هر کاری که من انجام میدادم شما هم بلافاصله انجام میدادی وهمینطور هر حرفیو که ما می گفتیم دلت

می خواست تکرار کنی مثلا یه شب عمه  گفت آبگرمکن شما هم تکرار کردی  وقتی آبجی کیانا ورزش

میکرد شما هم تقلید می کردی در ضمن هر وقت بهت میگفتم  گریه کن دستت رو می آوردی جلویه

صورتت و صدایه گریه کردن از خودت در می آوردی از تلفن صحبت کردنت هم که هر چی بگم کم گفتم  هر

جا گوشی میدیدی بر می داشتی ومیذاشتی بغل گوشتو می گفتی عله 

حالا بذار عکساتم برات بذارم 

اینجا شنل آبجی رو پوشیدی وکلی  خوشت اومده بود ازش

الینا و کیانا

الینا

اینجا به یاد دوران نوزادی قنداق کردمت که شما هم همچین تو نقشت غرق شده بودی 

الینا

اینم الینا در حال مسواک زدن

الینا

الینا

الینا در حال قهوه خوردن

الینا

اینجا مسواکتو انداختی پشت سرت وداری میگی هاپو خورد

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (1) ارسال نظر
dp
13 دی 90 19:08
سلام . ملیسا خانم ما درسته که نمی تونه خودش بنویسه و از شما دعوت کنه ، اما بنده از طرف این فرشته آسمونی از شما عزیز ، دعوت می کنم کلبه مجازی ملیسا جوون رو منور کنید . خیلی خوشحال میشم تا از خودتون هم یک یادگاری برای دخترم به یادگار بزارید . منتظرتون هستیم .